افلاطون می گه: اگه با دلت چیزی یا کسی رو دوستداری زیاد جدی نگیرش،
چون ارزشی نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که دیدنه،
اما اگه یه روز با عقلت کسی رو دوست داشتی،اگه عقلت عاشق شد،
بدون که داری چیزی رو تجربه می کنی که اسمش عشق واقعیه
افلاطون می گه: اگه با دلت چیزی یا کسی رو دوستداری زیاد جدی نگیرش،
چون ارزشی نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که دیدنه،
اما اگه یه روز با عقلت کسی رو دوست داشتی،اگه عقلت عاشق شد،
بدون که داری چیزی رو تجربه می کنی که اسمش عشق واقعیه
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم